آشفتگی نظام اجتماعی ودرمان آن

نظام اجتماعی کشورمان در یک آشفتگی بسر می برد.آشفتگی ای که ریشه در فقدان یک راهبرد منسجم وروشمند توسعه اجتماعی دارد.راهبردی که موضوعات اجتماعی را دسته بندی نمایدومسایل راحل کند و راه سامانگری را نشان دهد.اگر غیر از این است پس چرا، قانون اساسی به درستی وآن چنان که هست، به اجراء در نیامده و از جانب مسئولان ارشد،رعایت نشده است؟ پس چرا، پنج قانون توسعه ی تدوین شده ی بعد از انقلاب ،هیچ وقت به طور جامع،کامل و دقیق اجراء و مضامین شان رعایت نشده اند؟ پس چرا، دستگاه های دولتی این قدرفربه،تنبل،کند وناتوان شده اند وهستند؟ پس چرا،دادگستری ها این همه شلوغ هستند وفرآیند داد خواهی ودادرسی این قدرطولانی و فرسایشی است؟ پس چرا،آموزش های عمومی، فنی و حرفه ای و دانشگاهی ؛آن چنان که شایسته و بایسته اند،موثرواقع نشده اند و در جامعه پذیری علمیِ افراد جامعه به طورعام و افراد تحت آموزش به طورخاص ،موفق عمل نکرده اند؟ پس چرا، بعد از گذشت 35 سال از حیات جمهوری اسلامی،مدیرانی با ظرفیت های ذهنی،روانی، فکری وعلمی بسیار بالا که شایستگی احراز پُست های مهم مدیریتی به ویژه ریاست جمهوری را داشته باشند، تربیت نشده اند؟ پس چرا، پژوهش های دستگاه های اجرائی (اعم ازدولتی و غیر دولتی) و شرکت های مهندسان مشاور در کتابخانه هاوویترین ها در حال خاک خوردن هستند؟پس چرا، ارزیابی ها و ارزشیابی های به عمل آمده، اثربخش نبوده و نیستند؟ پس چرا، رسانه های جمعی و ارتباطی نا کارآمد هستند؟پس چرا، آمارواطلاعات موجود ازهربخش و حوزه ای، این همه ناقص،نادقیق و نادرست هستند؟پس چرا،کالاها و خدمات تولید وارائه شده، استاندارد نیستند؟پس چرا، نصب مدیران دستگاه های اجرائی نه بر اساس شایستگی و کارنامه ی مدیریتی، بل بر مبنای سلیقه و زد و بند های سیاسی و پنهانی صورت می گیرد وعزل شان نیزهمین طور؟پس چرا،بعد ازگذشت 66سال برنامه ریزی در کشورمان هنوزهیأت حاکمه،سیاستگذاران،سیاستگزاران،دولت مردان ومدیران دولتی،واجد"بینش وکنش برنامه ریزی" لازم نیستند؟ پس چرا، بعد از گذشت 27سال ازطرح "توسعه ی پایدار" در مقیاس بین المللی ،هیچ یک از دولت های پیشین و کنونی کشور، موفق به رعایت مفروضات وملزومات طرح مزبورواجرای موثرآن نگشته اند؟پس چرا، "بودجه ریزی عملیاتی" تاکنون در کشور به اجراء در نیامده است وبه اجراء هم در نخواهد آمد؟پس چرا، واحد های تولیدی و بهره برداری ،اعم از صنعتی و کشاورزی از بهره وری مطلوب و دلخواهی بر خوردار نیستند؟پس چرا، تاکنون نظام مالیاتی اثربخش و کارآمد در کشوراستقرار نیافته است؟پس چرا، فرایند شهرشدن مناطق روستایی، براساس علم و منطق صورت نمی گیرد؟پس چرا، "کیفیت زندگی" و "جاذبه ی زیستی" درسکونت گاه های شهری نسبت به سکونت گاه های روستایی این همه متفاوت است؟ پس چرا، بین طبقات و گروه های اجتماعی مناطق شهری و روستایی،به لحاظ درآمد وسطح زندگی،این همه فاصله است؟ پس چرا،هنوز ساخت و سازهای انجام شده درمناطق شهری، هزارویک مشکل دارند، تاچه رسد به ساخت و سازهای انجام شده درمناطق روستایی؟پس چرا،حکومت هنوزدرصدد"حضور" مردم درانتخابات است نه "مشارکت واقعی ونهادی" آنان درمدیریت وبرنامه ریزی،قدرت وتصمیم گیری؟ پس چرا،مردم هنوزدرانتخابات براساس رابطه وسلیقه رأی می دهند نه برمبنای عقل ومنطق؟پس چرا، توزیع وتقسیم امتیازات من جمله اضافه کارها بین کارکنان دولت در دستگاه های اجرایی براساس عدل وانصاف وطبق موازین اصولی ومنطقی نیست؟ ودهها پس چرای دیگرکه از ذکرویادآوری شان صرف نظرمی شود.

/ 2 نظر / 13 بازدید
سهیل

سلام.آیا با راه اندازی یک دبیر خانه راهبرد توسعه اجتماعی ؛مسایل مورد اشاره را حل و فصل نمود؟

علی

سلام، سپاسگزارم ،مطلب خوبی عنوان شده ، سئوالی پیش می آید : آیا میتوان انتظار داشت یک فرد بیسوادی پشت دستگاه تایپ بنشیندو یک مقاله علمی خلق کند ؟ چه بسا یک مقاله معمولی هم ایجاد نشود.وقتی اجرای قانون مشکل یا عملاً غیر ممکن می شود مسئله را باید در روح قانون یا قانونگذار جستجو کرد. شاید قانون بدرستی وضع نشده باشد یا قانونگذار بدرستی در جایش قرار نداشته باشد. برای ایجاد یک ساختار نباید تمام ساختار های قبلی را به یکباره حذف و نوع جدید را جایگزین کرد. بقول شاعر که میفرماید: امید عافیت آنگه بود موافق طبع - که نبض خویش به طبیعت شناس بنمایی. امیدوارم که طبیعت شناس واقعی و عافیت هر دو محقق شود