اثربخشی،کارآیی وبهره وری

این سه اصطلاح نیز ازچالش برانگیزترین مفاهیم حوزه مدیریت وسازمان محسوب می شوند.درک درست این سه مفهوم،نقش بسزایی در تحقق اهداف توسعه دارد.برخی از صاحب نظران، اثربخشی را میزان تحقق اهداف واحد اداری – اجرایی مربوطه می دانند.در این تعریف یک نقطه ظریف وجود دارد و آن این که اگر اهداف غلط بودند،وضعیت چگونه می شود؟اگراهداف غلط واشتباه یک واحد اداری به طور تمام وکمال محقق شود،آیا باز می توان گفت که اثربخشی صورت گرفته است؟! این تعریف زمانی کاربرد دارد که اهداف به درستی تبیین وتعیین شوند.قابلیت این تعریف درگرو درستی اهداف است. درتعریف دیگری آمده است(البته این تعریف بی ارتباط با تعریف پیشین نیست و به نحوی ریشه در آن داردوبا آن همسواست) که اثربخشی یعنی پرداختن به کارهایی که باید انجام شوند وپرهیز از کارهایی که نباید انجام شوند.دراین تعریف هم یک نکته لطیف خوابیده است وآن این که جهت گیری کارها به کدام سواست؟آیا سمت و سوی کارها به جهت درست است یا نادرست؟ چرا که ممکن است عیارکارهایی که باید انجام شوند وکارهایی که نباید انجام شوند،رعایت گردد،ولی جهت وسمت این الزامات و پرهیزها مبهم و نادرست باشند!! به نظر می رسد،اثربخشی تعریفی فراتر داشته باشد که برخی از صاحب نظران مدیریت بدان اشاره کرده اند و آن بدین قراراست که اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای درست. این تعریف نکته بسیاردقیقی دارد مبنی بر این که " کار درست" چگونه تشخیص داده می شود؟وآیا هر کسی قادر است در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی،اقتصادی،محیطی،فنی،اداری،اجرایی،حقوقی وغیره ؛به سهولت ودقت "کاردرست" را تشخیص دهد؟به نظر می رسد "اثربخشی" بیش از آن که جنبه اجرایی داشته باشد، صبغه شناخت شناسانه دارد.یعنی بیشتر به علوم شناختی مربوط است تا علوم عملی.با این توصیف ،لازم است در هر واحد اداری – اجرایی افرادی با تخصص علوم شناختی باشند تا کار درست را برای آن تعریف وتعیین نمایند.لازمه دست زدن به هر عملی ،این است که از درست بودن آن عمل یقین حاصل شود.ابتدا وقبل از هرچیز می بایست از درست بودن کاری که قرار است انجام پذیرد،یقین حاصل کرد،سپس نسبت به اقدام آن مبادرت ورزید!!تشخیص این مهم به عهده کسانی است که از توان بالایی از شناخت وشیوه های آن برخوردار باشند.در هر صورت، بعد از تشخیص کار درست در هر حوزه،نوبت به اجرای درست آن کار می رسد.درست انجام دادن کاردرست را" کارایی" تعریف می کنند.کارایی برعکس اثربخشی،جنبه مهارتی وعملیاتی دارد.سطح کمی وکیفی مهارت کارگزاران درتحقق کارآیی از الزامات محسوب می شود.انجام درست کارهای درست معرف کارآیی است که اگرعینیت یابد " بهره وری" آن واحد اداری- اجرایی مورد نظرحاصل خواهد شد. در واقع بهره وری محصول علوم شناختی وعلوم مهارتی است.حاصل جمع اثربخشی وکارآیی،بهره وری است.بهره وری گمشده تمام واحدهای اداری واجرایی کشورهای جهان سوم است.یکی از عمده ترین دلایل عدم تحقق بهره وری درکشورهای در حال توسعه این است که به مقوله اثربخشی چنان که شاید وباید توجه واعتنای حرفه ای نمی شود.به نظر حقیر،اگر تمامی وزارت خانه ها ، سازمان ها، موسسات،مراکزودستگاه های اجرایی ؛انرژی لازم را در مقوله اثربخشی  صرف نمایند، حصول ووصول بهره وری میسر است. اولین گام این است که اثربخشی را از حوزه علوم مهارتی خارج ودر حوزه خودش که حوزه شناختی است قرارداد.این مهم ترین ودر عین حال جسورانه ترین گام است.

/ 2 نظر / 7 بازدید
امیر میانه ساز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم منتظر حضورتون هستم.... امیدوارم موفق باشین.

دوست

مطلب جالبی بود استاد.... نمیدونم چرا یاد سیستم مدیریت کیفیت (ISO) افتادم......[لبخند][لبخند]