عمومی سازی علم

حوزه مطالعاتی علم وجامعه ،بدنه ای از نظریات ،الگوها ورویکردها را در بردارد که هر یک فهرستی از توصیف ، توصیه  یا فعالیت های علمی راجهت فهم و سامان دهی رابطه مردم عادی با علم پیش می نهند.دیدگاه سنتی(Canonical View) و دیدگاه رایج (Dominant View) در باب «عمومی سازی علم»،به سوالات و مفاهیم بنیادی این حوزه می پردازند و از ضرورت وشرایط توضیح علم برای مردم عادی بحث می کنند. بر پایه این دو دیدگاه،الگوهای ارتباطی: انتشار(Dissemination) ، گفت وگـــــــــــــو (Dialogue) و مشارکت عمومی در علم(Public Participation In Science) از مهم ترین سر فصل ها در مباحث نظری این حوزه هستند. در این بین الگوی انتشار یا آن گونه که بیشتر رایج است،الگوی کمبود شناختی (Cognitive Deficit) ، رابطه ای سرراست و تنگاتنگ با فعالیت های رسانه ای دارد. در این الگو فرض بر آن است که آگاهی مردم در باب مسائل علمی اندک و ناکافی است و دانشمندان باید با بهره گیری از روش های ارتباطی گوناگون این کمبود معرفتی را مرتفع سازند.همین نکته است که تنیدگی این مدل را با رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی روشن می سازد. دو رویکرد عمده در سنت عمومی سازی علم ،یعنی سواد علمی (Scientific Literacy) و فهم عامه از علم (Public Understanding Of Science) بر این الگو متکی هستند ، به این معنا که افزایش آگاهی عمومی از مفاهیم و مسائل مرتبط با علم و فناوری را مفید و ضروری می دانند وبرای نیل به آن، راهکارهایی را پیش می گیرند.انتشار کتاب و مجلات علمی – عمومی ، برگزاری نمایشگاه های علمی ،ایجاد باغ های گیاه شناسی ، باغ وحش ها و موزه های علم و در ادامه ، برنامه های علمی رادیو و تلویزیونی از جمله فعالیته های علمی مبتنی برالگوی انتشار یا کمبود شناختی هستند. نباید از نظر دور داشت که عمومی سازی علم با فعالیت های آموزشی رسمی، مرزی روشن دارد و گاه حتی به کیفیت و نتایج آموزش علم آن گونه که در کتب درسی اتفاق می افتد،انتقاد دارد.نا گفته نماند که دو الگوی « گفت و گو» و«مشارکت همگانی درعلم» بیشتر بر تاثیرگذاری مردم بر جریان و محتوای علم تاکید دارند. صرف نظر از الگوهای سه گانه فوق که به تاملات نظری در باب عمومی سازی علم توجه دارند،همواره جریانی عملی از عمومی سازی علم در کار است که به جنبه های عملیاتی آن تاکید دارد و توجهی به تاملات نظری در این باب از خود نشان نمی دهد. برای این جریان عملی عنوان«ارتباطات علم» را نهاده اند.ایده ساده شده ارتباطات علم مقبولیتی عام دارد : علم خوب و مفید است،آگاهی مردم از علم لازم و راه گشاست ودر نتیجه،افزایش این آگاهی فعالیتی جدی طلب می کند. ارتباطات علم به رسانه ها توجهی ویژه دارد و می کوشد شرایط ارتباطی موثر وکارآمد را بررسی و توصیه کند.عرضه علم از طریق رسانه ها،الزامات و پیچیدگی هایی دارد که ارتباطات علم رابه حوزه ای کاملا تخصصی بدل کرده است. منطق رسانه ای و ارزش های خبری در سوی ارتباطی؛ و اعتبارسنجی و حفظ دقت علمی در سوی محتوایی،مهم ترین چالش های پیش روی عرضه علم از طریق رسانه ها هستند.کاستی ها ومشکلاتی از هر دو سوی ،ضرورت تربیت متخصصانی در این خصوص را روشن ساخته است.کسانی که علاوه بر تسلط کامل بر مفاهیم علمی،با طرز کار رسانه ها وانتقال پیام از این طریق آشنایی داشته باشند.هرچند ظهور رسانه های نوین تحولاتی را در این عرصه پدید آورده و تعاریف معمول از ارتباط و اطلاع رسانی را دست خوش تغییر قرار داده است،لیکن اصل قضیه با محور عمومی سازی علم به ویژه حضور علم در رسانه ها و بالاخص در رسانه های نوین،هم چنان بر قوت خود باقی است.چرا که ترویج علم در پهنه اجتماع و نهادینه شدن آن در حیات اجتماعی یک جامعه ، وضع کمی و کیفی آن جامعه را با مقوله توسعه و میزان توسعه یافتگی روشن می سازد.

 برگرفته ازمقاله:عبدالحسین رجبی فروتن و دیگران،نگاهی به نحوه حضور علم در رسانه های نوین،فصلنامه علمی – ترویجی وسائل ارتباط جمعی رسانه،سال 22،شماره 1و2،شماره پیاپی 84،بهارو تابستان 1390.  

/ 1 نظر / 13 بازدید
سهیل

آیا وب نوشت نیز می تواند در عمومی سازی علم موثر واقع شود؟